کاراگاه هوراس جایزه می دهد!

امسال اولین روز های بهار با شکلی متفاوت آغاز شده است. امیدواریم با وجود مشکلات ایجاد شده سال خوبی را شروع کرده باشید. هرچند بیماری کرونا همه‌مان را نگران کرده است اما نباید بگذاریم فرصت‌های زندگی‌مان از دست برود. می گویند در پس  هر تهدیدی فرصتی نهفته است. الان بیش از هرزمان دیگری وقت آزاد بوجود آمده که می توان از آن برای برنامه ریزی و گذراندن وقت با خانواده استفاده کرد.
شرکت هور هدیه در این در این روزهایی که مجبور به خانه‌نشینی هستیم فعال‌تر از همیشه به فکر شماست!

کاراگاه هوراس به کسانی که در حل معمای "ماجرای قتل در هتل "به او کمک کنند جایزه می دهد!

توضیحات بیشتر در خصوص نحوه شرکت در مسابقه در انتهای همین مطلب آمده است.

هشت ساعت بیشتر نگذشته بود که خبر کشته شدن یکی از خدمتکاران هتل با شرایط مشابه رسید.کم کم مطمئن میشدم که قاتل از افراد داخل هتل است. از طرفی نتیجه آزمایش مسمومیت غذا ها منفی اعلام شد و باید برای نتیجه سطوح و دیگر نمونه ها بیشتر منتظر میماندم. وقتی رسیدم یونیفرم زن بیچاره از خون قرمز شده بود. حالا دیگر کارمندان هتل هم مثل مسافران میخواستند زودتر از هتل بروند.با تمام افرادی که آن روز خدمات لازم را از آن زن دریافت کرده بودند همه یا جزئی از یک خانواده بودند یا خودشان آنقدر ترسیده بودند که نمی توانستم به آن ها مضنون شوم.قاتل اگر در میان آنها هم بود علاوه بر استعداد بی نقصش در قتل که هیچ مدرکی بجا نگذاشته بود قطعا باید بازیگر توانمندی هم بوده باشد.یکی از آن ها همان زنی بود که صبح از من تضمین درامان بودن جانش را میخواست و مدام دست هایش را می شست.او را با آن لباس قرمزش خوب به یاد می آوردم.شاکی و مضطرب بود. بعد از بررسی ارتباط دو مقتول بیشتر گیج شدم.هیچ نقطه اشتراکی این دو نفر را بهم مرتبط نمی کرد.باید همان جا میماندم.شاید چیزی دستگیرم میشد.بدترین خبری که میشد شنید ثبت سومین قتل در نیمه های شب بود .جنازه مسئول تاسیسات هتل بعد از اینکه برای سرویس سیستم های روشنایی چنداتاق رفته بود در راهروی طبقه ششم پیداشد.همه وحشت زده بودند.برخی از مسافران از ترس خودشان را در اتاق هایشان حبس کرده بودند.بعد از چند دقیقه همان زن سرخ پوش هراسان و در حالی که پیوسته چندجمله را تکرار میکرد سمت ما آمد."آقای هوراس به جان من سوقصد شده .باور کنید.تمام کسانی که مردند به نحوی به من مربوط اند آن مرد...آن مرد روی همان میزی غذا خورد که قبلا من آنجا بودم.درست روی همان صندلی نشست. هردو کارمند کشته شده امروز به اتاق من آمدند.خودم خواسته بودم.آن زن بیچاره اتاق را نظافت کرد.روی میز را دستمال کشید.و برایم چای آورد.آن جوان نگون بخت هم لامپ اتاقم راعوض کرد.شنیدم لامپ های اتاق های این طبقه به یک باره اتصالی کرده وسوختند.بنظرتان این میتواند اتفاقی باشد.خواهش میکنم باور کنید.من ثروتمند هستم و دشمنان زیادی دارم.قطعا کار یکی از آن هاست.باید مرا نجات دهید" ثروتمند بودنش از لباس و کیف و وسایلش مشخص بود و ترسش کاملا واقعی به نظر می رسید.مانند یک دیوانه این سو آن سو میرفت و تمام این حرف ها را برای ماموران حاضر در هتل بازگو میکرد. زن خدمتکار نیم ساعت پس از خروج از اتاق ۶۲۳که اتاق همین زن بود در حالی که بشدت سرفه میکرد رو به روی ورودی آسانسور افتاد و جان داد.مرد جوان بعد از اینکه از اتاق ۶۳۰بیرون آمد با همان حالت در راهرو افتاد.اما نکته عجیب تر این بود که دقیقا نیم ساعت بعد از خروجش ازاتاق ۶۲۳ این اتفاق رخ داد. ساکنان اتاق ۶۳۰ در اظهاراتشان اشاره کردند که مرد کارش را تمام نکرده بود و با چهره ای که رنگش به تیرگی میزد و صورتی که به عرق نشسته بود ،سرفه کنان از اتاقشان خارج شده بود. سه مقتول قبل از مرگ هریک به نحوی حوالی آن زن بودند.اما نکته ای عجیب تر وجود داشت. تنها چهره ثابت که در هر سه صحنه حضور داشت خود او بود.حالا تقریبا مطمئن بود که او مرتبط با این قتل هابود.شاید او همان بازیگر قهاری بود که به دنبالش بودم.باید دستگیر میشد تا اصل ماجرا مشخص شود.

پس از گذشت دو روز او همچنان در جلسات بازپرسی  به بیگناهی خود اصرار میکرد و قصد نداشت اعتراف بکند.آنقدر گریه میکرد و قسم میخورد که خودم هم نمی توانستم باور کنم او قاتل و جانی باشد. این پرونده قطعا یکی از عجیب ترین پرونده ها در تمام دوران حرفه ای کاریم بود.با وجود اینکه هنوز نتایج آزمایشات پزشکی قانونی نرسیده ولی امروز برای ارائه گزارشات به رئیس پلیس خوانده شده ام .هنوز هم جواب درستی برای ارائه به او ندارم.این سوال ها دارد مغزم را میخورد. این زن اصلا چه ربطی به این بلوا دارد.اگر قاتل است چطور بدون یک رد و نشان سه نفر را کشت.دوم اینکه  اگر همانطور که میگوید بی گناه است پس تکلیف آن سه نفر چه میشود؟چطور میشد این سرنوشت شوم را از آن ها دور کرد.باید سریعتر بفهمم!

ماجرای قتل در هتل

تمام مسافران وحشت زده به همدیگر نگاه میکردند.ماموران مشغول کشیدن نوارهای زرد هشدار اطراف صحنه قتل در رستوران بودند. صورت مرد مقتول کبود شده بود و خونی که از دهانش جاری شده بود و چشم هایش که هنوز باز بود ترس را به جان آدم می انداخت. تمام گزارشات لازم نوشته شد. هیچکس هیچ چیز مشکوکی ندیده بود. ذهنم به جایی نمیرسید.مرگ ناگهانی بود.رییس هتل نگران بود و خودش را به آب و آتش میزد. وقتی صحبتم با شاهدانی که در رستواران مشغول صرف صبحانه بودند تمام شد به سمتم آمد. "جناب هوراس..جناب هوراس...لطفا به صحبت های من هم گوش دهید.شما باورتان میشود که یک نفر همینطور با چند سرفه  این چنین غرق در خون بشود و بیفتد بمیرد.کدام قتل؟کدام قاتل؟من خودم در حال نظارت بر سرو صبحانه بودم.هیچکسی اطراف میز آن ها نبود.من مطمئنم که داستان خودکشی است.خواهش میکنم در این مورد تحقیق کنید.اصلا دلم نمیخواهد بخاطر حماقت یک نفر دیگر شهرت هتل و رستورانم نابود شود".رفتم تا با همسرش حرف بزنم پرسیدم"شما احتمال نمی دهید همسرتان خودکشی کرده باشد؟دارویی یا سمی چیزی خورده باشد؟"

برافروخته شد"این مزخرفات چیست؟او مقابل چشمانم جان داد.روی میز را نگاه کن هنوز کیک تولدش آنجاست. چرا یک نفر باید در روز تولدش دست به خودکشی بزند.او سرشناس و موفق بود.شما چطور ماموری هستید که جای پیدا کردن قاتل همسرم،به او تهمت میزنید؟"

هیچ انگیزه ای برای خودکشی نمی دیدم یا حداقل همسرش نمی خواست چیزی بروز دهد.صدای فریاد هایش میان دادوبیداد چند مسافر که قصد خروج داشتند گم شد.همه از ترس چمدان بسته و میخواستند خودشان را از این ماجرا بیرون بکشند.مسئول پذیرش هتل از پسشان برنمی آمد.یک پیرزن با صدای بلند مشغول خیال بافی بود"ارواح...ارواح جان آن مرد را گرفتند و روحش را تسخیر کردند.همه ما نفرین میشویم!" مردم بیشتر وحشت میکردند و از پیرزن خرافه گوفاصله میگرفتند انگار اندکی از درستی حرف هایش میترسیدند. مردی از میان جمعیت گفت"این اراجیف کدام است ؟شک ندارم آن آب میوه سرو شده برای صبحانه مسموم بوده.من میز رو به رویش بودم به محض خوردن از آن سرفه کرد و افتاد.باید پزشک خبر کنید شاید ماهم مسموم شویم".با شنیدن این حرف یکی از زنان که به دقت بحث را پیگیری میکرد به طرز عجیبی به دست هایش نگاه کرد و برای بار دوم از مدتی که من آنجا بودم به سمت سرویس بهداشتی رفت به نظر می رسید برای شستن دست هایش تلاش میکند. این رفتارش مرا مشکوک میکرد.شاید سعی میکرد مدرکی را از دستانش پاک کند.صاحب هتل که عصبانی تر شده بود در حالی که به سمت میز صبحانه میرفت گفت"چرند نگو مردک همه از آن ظرف خورده و سالم اند.اصلا خودم میخورم تا خیالتان راحت شود" و ظرف آب میوه را بلند کرد و سرکشید.هرکسی برای خودش نظریه میساخت و پرونده را همانجا مختومه میکرد.با صدای بلند گفتم"آقایون، خانم ها دست از لجبازی بردارید.همانطور که گفتم تا مشخص شدن ماجرا مدارک هویتی شما درصندوق امانات هتل میماند.این دستور است." زن با دستانی خیس برگشت و در حالی که از کیفش یک حوله کوچک در میاورد گفت"شما تضمین میکنید جان ما در امان باشد جناب کارآگاه؟نفر بعدی کدام یک از ماست؟"کلافه شده بودم.به هزار زحمت راضی شدند به اتاق هایشان برگردند.باید سر در می آوردم .

سوالات کاراگاه هوراس:

  1. به نظر شما قتل ها چگونه اتفاق افتاده است؟
  2. آیا می شد با استفاده از یک وسیله خاص از وقوع قتل ها جلوگیری کرد ؟ ( نام وسیله قید شود )

اگر پس از خواندن مطلب به جواب سوالات نرسیده اید. نگران نباشید کاراگاه هوراس سرنخی خواهد داد که در حل معمای قتل به شما کمک می کند کافی است روی لینک کلیک کنید. راهنمای کشف قتل ها


نحوه شرکت در مسابقه :

  • برای حضور در مسابقه لطفا پاسخ های خود را از طریق  صفحه " ارتباط با ما" در وب سایت هدایای تبلیغاتی هور برای ما ارسال نمایید.
  • لطفا در قسمت موضوع کلمه "مربوط به مسابقه قتل در هتل" ذکر شود
  • نام و نام خانوادگی و شماره تماس فراموش نشود

شایان ذکر است اسامی برندگان پس از بررسی پاسخ ها به همراه جواب مسابقه در هفته دوم اریبهشت از طریق وب سایت به اطلاع عموم خواهد رسید.

در خصوص جوایز:

به ۳ نفر از افرادی که به سوالات بهترین پاسخ ها را دهند به قید قرعه جوایزی به ارزش ۵ میلیون ریال به انتخاب خودشان و از بین محصولات شرکت داده خواهد شد. برخی از هدایای در نظر گرفته شده برای مسابقه به شرح زیر می باشد.

توجه : کلیه محصولات موجود شرکت برای برندگان قابل انتخاب می باشند.

شماره تماس روابط عمومی و فروش ( پاسخگو همیشگی حتی روزهای جمعه و ایام تعطیل ) : ۰۹۰۳۰۷۳۵۰۴۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *